دانلود موزیککریم کریمی

دانلود موزیک وموزیک ویدئو از هنرمند تربت جامی،استاد کریم کریمی

متولد ۱۳۲۷ و زادگاهش روستای منصوریه است. روستای کوچکی در نزدیکی نیلشهر که روزگاری نیل آباد نام داشت. از آن طرف همسایه جام قدیم یعنی بوژگان  و از طرفی دیگر همسایه خواننده خوش آواز تربت جام عبدا… امینی  در روستای خلیلی است؛ از دیار گهر پرور پایین جام.
از کودکی همسایگی او در جوار استادانی مانند سالار نعمت و دلاور عیسی گل که از زبردستان زمان خود در آواز بودند باعث شد تا او نیز با عالم شعر و نغمه و لحن آشنا شود. بزرگ ترین اقبالی که در همان کودکی و نوجوانی نصیبش شد این بود که مرحوم یاسین مریدار آوازخوان صاحب نام آن دوره، در منصوریه سکونت داشت. او که غزلخوان زبده ای بود شد مراد کریم.
کریمی اگر چه از نعمت سواد بی بهره بود ولی چنان سریع یاد می گرفت و اشعار را از بر می کرد که ملا یاسین را مبهوت کرده بود. نمونه اش غزل زیبای مرغ زیرک که از ملا یاسین مریدار آموخته بود.
او کم کم قد کشید و رشد کرد و مردی شد از معماران بنام و اسمی تربت که  آوازه اش سراسر دیار جام را درنوردید. .شهرت آوازخوانی اش نیز شانه به شانه بنایی اش روز به روز بیشتر می شد. البته بعدها دوتار نوازی را هم آموخت و در حد خواندن اشعار سواد هم یاد گرفت. ابزار بنایی اش در کنار دوتارش همیشه با او بودند. به دلیل ساخت و سازهایی که توسط یا تحت نظارت او در جای جای شهرستان انجام می شد معمولا خیلی کم در خانه بود و مدام در پی کار و تلاش و سازندگی.
 شبی به دعوت بابا صفر مرادی تهیه کننده و پژوهشگر سال های دهه ۵۰ رادیو مشهد به  آنجا دعوت شد و غزل عبدا… مسکین (جوانی که عاشق زیارت بیت ا… بود و در راه زیارت درگذشت) را خواند. به گفته شاهدان عینی آن شب تماس های زیادی داشتند که از این اجرا تعریف  و تمجید می کردند. نوارش را دارم و سال ها بعد به خودش نیز دادم تجدید خاطرات قدیم بغضش را شکست. بغضی که سال ها بود در گلویش مانده بود. از بد عهدی دوران و بی مهری هایی که دیده بود.از تنهایی هایی که کشیده بود.
در بحبوحه پیروزی انقلاب اسلامی و نیز اوایل انقلاب هنرش را به یاری طلبید.خواندن اشعاری مهیج در وصف ایران.ایرانی که درگیر جنگ با بیگانه بود. ایران عزیزی که جنگ تحمیلی از یک طرف و گروه های ضد انقلاب از طرفی دیگر می آزردنش و کریمی چه زیبا می خواند:
یارب از ایران ببر محنت باز آور سرور
 تا نریزد خون مسکین هم نریزد اشک شور
دست هر بیگانه را از خاک ما کوتاه کن
نیتشان رد بگردان چشمشان را کن تو کور
دست  عبدی در دعا با جمله ایرانیان
تا که دشمن پایمال آب گردد همچو مور….
و البته یار همدلی چون محمد عبدی، شاعر خوش ذوق همشهری و همکارش (او هم بنای زبر دستی بود) همیشه در کنارش بود.
در سال ۱۳۸۹ به  همت حوزه هنری و هوشنگ جاوید، نخستین جشنواره خنیاگران انقلاب اسلامی در خرم آباد لرستان برگزار  و از خوانندگان انقلابی تجلیل شد و کریم کریمی در این جشنواره حضور داشت. دوتار نوازی اش را  من انجام دادم. چنان صدای کریمی مرا به وجد آورده بود که سر از پا نمی شناختم و بر دوتار می تاختم. این در تشویق های مکرر هنرمندان مشخص بود. کریمی هم چنان می خواند که گویی همان سال های دور  است که این کار را خوانده بود برای پیروزی انقلاب:
باز جهان شد تازه ایران از جهان شد تازه تر
تازه بادا تا مه و خورشید باشد جلوه گر
بلبل و قمری به گلشن نغمه ها سر داده اند
می زند چهچه به کوهستان ایران  کبک نر
طی سال های فعالیتش در جشنواره هایی دعوتش کردند ولی نه زیاد.آیینه و آواز و ذکر و ذاکرین نمونه اش بود.
صدای کریمی را در سریال پایتخت شنیده ایم و لذت برده ایم. آن گاه که ضریح امامزاده را  می آورند و کریمی با احساس فراوان  نعتی این چنین می خواند:
 اندر صباح مردان بوی محمد آمد
 در وقت صبحگاهان  بوی محمد آمد
آلبوم «یار دلربا» با دوتار نوازی من و «آدم و حوا» با دوتار نوازی استاد ذوالفقار عسکریان از آخرین آثار کریمی است که او را همچنان در میدان نگه داشته است. البته حال این روزهای او چندان خوب نیست.گویا راه بیمارستان و خانه را باید مدام طی کند. بیماری گوارشی  امان پیرمرد را بریده و خوراک را از وی گرفته است. اگر چه تنش ضعیف و بی رمق شده اما درد او روحی است. دردی که از بی توجهی نشان گرفته است و از تنهایی. مردی که روزگاری عامه مردم برای دیدن و دعوت کردنش در جشن ها روزها و ماه ها انتظار می کشیدند اکنون کسی حالش را نمی پرسد .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا